
جمعبندی؛ پیش از آنکه چراغ مطبوعات خاموش شود مهدی زارعی چمه روزنامه نگارمطالبه گرومدیرمسول پویان غرب این دیگر یک گلایه معمولی نیست؛ زنگ خطر است.
مطبوعات مستقل زیر فشار هزینهها، کاهش درآمد، کمبود آگهی، مشکلات بیمه و مالیات و دهها مانع دیگر، روزبهروز نحیفتر میشوند. رسانهای که باید زبان مردم باشد، امروز خودش برای ادامه حیات به نفسهای آخر افتاده است.
تلختر آنکه از رسانه انتظار دارند صدای محرومان باشد، اما کسی صدای محرومیت خود رسانه را نمیشنود.
چگونه میتوان از مدیرمسئول انتظار داشت چراغ نشریه را روشن نگه دارد، خبرنگار را حفظ کند، حقوق کارکنان را بپردازد، هزینه چاپ و توزیع را تأمین کند و در نهایت مالیات و بیمه را نیز بپردازد؛ وقتی درآمد رسانه حتی کفاف ابتداییترین هزینههای زندگی را نمیدهد؟
آیا واقعاً باید کار رسانهای به جایی برسد که مدیر یک نشریه برای تأمین «شام شب» کارکنانش درمانده باشد، اما مطالبه مالیاتی همچنان سر موعد از راه برسد؟
این پرسش، پرسش امروز مطبوعات است.
اگر رسانههای مستقل یکی پس از دیگری ضعیف و تعطیل شوند، فقط چند عنوان و چند دفتر از بین نمیرود؛ صدها خبرنگار، سالها تجربه، هزاران گزارش، مصاحبه، عکس، سند و بخشی از حافظه اجتماعی کشور نیز خاموش میشود.
مسئولان باید بدانند:
رسانه را نمیتوان فقط در روز خبرنگار دید و در بقیه سال فراموش کرد.
رسانه با لوح تقدیر زنده نمیماند؛
با وعده زنده نمیماند؛
با شعار زنده نمیماند؛
رسانه با امکان اقتصادی برای ادامه فعالیت زنده میماند.
امروز اگر قرار است اقدامی شود، وقت آن همین امروز است؛ نه زمانی که چاپخانهها طلبکار باشند، خبرنگاران بیکار شده باشند و مدیران نشریات یکی پس از دیگری کلید دفترهایشان را تحویل دهند.
مطبوعات صدقه نمیخواهند؛ حق حیات حرفهای میخواهند.
اگر رسانه مستقل بمیرد، فردا جامعه فقط چند روزنامه کمتر نخواهد داشت؛ یک تریبون کمتر برای شنیده شدن صدای مردم خواهد داشت.
پس پیش از آنکه «حدیث مفصل واویلا» به مرثیه مطبوعات مستقل تبدیل شود، باید کاری کرد.
چراغ رسانه اگر خاموش شود، روشن کردن دوباره آن آسان نخواهد بود.نشریات که سابق باده و۱۵خبرنگارفعالیت میکردهم عنوان بصورت انفرادی وتک نفره شبانه روزفعالیت میکندپیامهای اقتصاد دارایی نیزمضحک وخنده اور وتوهین کننده است مدیران رسانها اکثرابه ماهنامه تبدیل شده وحتی سالی یک اگهی هم ندارند



