نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت پس از ۴۷ سال، هنوز در هاله ای از ابهام

مهدی زارعی چمه – روزنامه نگار

 

آقایان دولتی کلاه خود را بالاتر بگذارند، کارمند و بازنشسته و کارگر را به چند درجه زیر خط فقر کشانده اند! دست مریزاد از این همت و مرحبا به این گندکاری و نامدیریتی و ضعف و ندانم کاری. ده – پانزده هزار نفر در این مملکت، خر پول اند و خر کیف می کنند و با پارو که چه عرض کنم، با بولد وزرهای د – ۹ پول پارو می کنند و ارقام حساب های بانکی شان از تری بیلیون هم بالاتر رفته، در عوض نزدیک به ۸۵ میلیون نفر، سماق می مکند و خودشان را سر کار گذاشته اند که یعنی ما داریم زندگی می کنیم.

آقایان دولتی، آقای رییس جمهور، آقای رییس مجلس، آقای رییس قوه قضائیه، آقایان وزیر و معاونان وزیر، نمایندگان مجلس، کار به دست ها، کله گنده ها، ذی نفوذها، واقعا شما دارید چه کار می کنید؟! چرا این قدر مهمل تحویل مردم می دهید. حالا هم که بحمدالله والمنه، نسخه نفت و گاز و پتروشیمی راهم دارید می پیچید که به دستان باکفایت عده ای دله دزد بی مصرف به اسم بخش خصوصی بدهید، تا دیگر به طور کلی چیزی به اسم انسانیت و آبرو و شرف برای این مردم مفلوک و بدبخت باقی نماند!

 

چقدر دروغ؟ چقدر شعار؟ چقدر حرف مفت؟! کدام انسان فهمیده و باسواد و اهل حساب و کتاب است که نداند و نتواند یک محاسبه سرانگشتی و مقایسه ای بین میزان در آمد سرانه و میزان هزینه خانوار انجام بدهد و از فاصله عجیب بین در آمد و هزینه، سرش سوت نکشد؟!

حضرات چند دهه است همه اش از لزوم اجرای دقیق قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزایا به کارکنان دولت و بازنشستگان و معلمان و غیره و ذالک، سخن می رانند و افاضه فیض می کنند و گاهی هم یک روضه ی سوزناکی هم، چاشنی کار می کنند، اما دریغ از یک حرکت موثر و عمل دلسوزانه؟! گاهی هم می فرمایند که دولت خیلی بزرگ است، باید کوچکش کنیم، برای این که مثلا صدی – سی کارآیی ندارند، انگار که این کارکنان را افرادی از کره مریخ جذب و استخدام کرده اند، انگار که برای این ها زمینه های کار و مهارت اندوزی و تخصص و بازار کار و سرمایه فراهم کرده اند و به آن ها تجارت و صناعت آموخته اند که هیچ وقت به ورود به نظام اداری هم فکر نکنند، چه رسد به این که دربدر به دنبال چسباندن خود به اداره ای، سازمانی، سیستمی، موسسه ای باشند.

فکر کنم دولت مردان نان و پنیر و گوجه هم نمی خورند تا قیمت های شان را بدانند، یک کیلو مرغ بوگندوی هورمونی را کیلیویی صد و بیست و صد و چهل هزار تومن نمی خرند، احیانا روسا و مدیران و وزیران و وکیلان فقط مرغ ارگانیک ویژه کیلویی ۲۵۰ هزار تومن را مفتی به چنگ می آورند، شاید اصلا مرغ نمی خورند و به گوشت کوسفند و بوقلمون و بلدرچین و ماهی سفید و خاویار و میگو و … روی می آورند که به احتمال صدی نود، این ها راهم مفت و مجانی برای خودشان تهیه می کنند. خدای نخواسته برای ردیف کردن دندان های شان یا درست کردن شان هم به ممالک بی دین فرنگ تشریف می برند.

به راستی؛ این چه عدالتی است که در این مملکت حاکم است که برخی اصلا نمی‌دانند تورم و گرانی یعنی چه، برای این که پول شان از پارو بالا می‌رود و در نقطه مقابل تعداد بسیار زیادی از مردم، مخصوصا کارمندان و بازنشستگان دولت، برای شام شب شان، منتظر صدقه دولت هستند؟!

گدایی که شاخ و دم ندارد، حقوق پرداختی و مزایای کارکنان تأمین اجتماعی و همچنین بازنشستگان این سازمان بی در و پیکر را با حقوق و مزایای ادارات دیگر مقایسه کنید تا تفاوت و تبعیض واقعی را بالعینه مشاهده کنید، آن وقت کارکنان همین تأمین اجتماعی، زورشان می‌آید پاسخ کارکنان و بازنشستگان را بدهند و با تکبر و تفاخر عجیبی با آنان برخورد می‌کنند. متاسفم که این بی عدالتی محض قشر فرهنگی معلمان، پرسنل دانشگاه ها و کارمندان شرکت پست وزرات میراث فرهنگی، وزرات ارشاد؛ خصوصا ادارت صنعت و معدن و تجارت و بازرگانی البته اداراتی دیگر هستند که احتمالا از قلم افتاده اند.

ادارات کل ارشاد اسلامی استان ها،اداره کل کتابخانه ها و هلال احمر بایستی کم ترین حقوق را دریافت کنند. آیا این وضعیت به غیر از ناتوانی و عدم نظارت مجلس و عدم هماهنگی با دولت چیز دیگری هست؟! معلوم نیست این عدالت کی بایستی اجرا شود.

سوال پایانی من این است: مگر این کارمندان شریف چه گناهی کرده اند قانون، قانون است، معنا و مفهوم ندارد که فلان اداره کل، دوسه برابر ادارات دیگر حقوق و مزایا دریافت کنند و خیلی تاسف بارتر این که جانبازانی هستند که باچندسرعائله و با سال ها حضور درخط مقدم جبهه که فرمانده گروهان و گردان هم بوده اند، اما حقوق و مستمری شان، ۶ تا ۷ هزار تومان ماهیانه دریافت می کنند و هم ردیف کمیته امداد و بهزیستی وغیره هستند! آیامسولان کشور درک این را ندارند رزمنده ای با۴ تا ۵ سال حضور در خط مقدم نبرد و با ۲۵درصد جانبازی، چطور بایستی زندگی کند؟!

این چه عدالتی است که هزینه زندگی یک خانوار سه نفره در ماه ۵۰ میلیون تومان است، اما در آمدش بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان؟!

این چه عدالتی است که یک بازنشسته بین ۱۵ تا ۱۹ میلیون حقوق دریافت می کند، اما باید بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون برای خودش، خانواده اش و نوه هایش هزینه کند؟!

این چه عدالتی است که نماینده های مجلس به طور رسمی بین صد تا صد و پنجاه میلیون حقوق دریافت کنند، اما مردمی که این ها باید از حقوق شان دفاع کنند، برای شام شب خود محتاج باشند؟

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا