
مهدی زارعی چمه روزنامه نگار «راز آن پرده ای که کشیده است
هرگاه در میانهای یک اتاق، پردهای کشیده شود، نخستین پرسشی که در ذهن هر بینندهای نقش میبندد، این نیست که «پشت پرده چیست؟»، بلکه این پرسش شکل میگیرد که «چرا این پرده را کشیده اند؟». این واکنش، نه یک عادت اکتسابی، که جزیی از فطرت کنجکاو و حقیقتِ وجودی انسان است. انسان، موجودی «پرسشگر» آفریده شده است و هر مانعی، نه بازدارنده، که محرک او برای نفوذ به پشت آن مانع است.
روانشناسان اجتماعی این پدیده را «واکنشپذیری منفی» یا «اثر منع» مینامند. نظریهپرداز این حوزه، جک برم، معتقد است که انسانها به آزادیهای خود چون جانی عزیز مینگرند. بهمحض آنکه احساس کنند حقی برایشان سلب میشود، ناخودآگاه تمام انرژی خود را برای بازپسگیری آن حق به کار میگیرند. در این میان، دیگر نه «ارزش ذاتی» یک شیء، که «ممنوعیت آن» است که به آن ارزش کاذب میبخشد.
تجربهی زیستهی ما در جامعه، گواهی روشن بر این مدعاست. اگر کالایی -چه یک قلم، چه یک مادهی غذایی و چه یک کتاب- به بهانههای مختلف از دسترس خارج یا «کوپنی» شود، صفهای طولانی برای دستیابی به آن شکل میگیرد؛ حال آنکه در شرایط عادی، چهبسا نیمی از مردم حتی به آن توجهی نمیکردند. این نه طمع، که طبع جستجوگر انسان است که در واکنش به محدودیت، به غلیان میافتد.
آیا راه برونرفت از این چرخهی معیوب، تشدید ممنوعیتهاست؟ قطعاً خیر. زیرا سرکوبِ کنجکاوی، نهتنها آن را از بین نمیبرد، بلکه به آن بال و پر میزند. تجربهی جوامع توسعهیافته نشان داده است که نسخهی شفافیت و آزادیِ مشروط، کارآمدترین راهکار است. وقتی جامعه بهجای «دیکتهی مُحرَمات»، به «ترویج آگاهی» روی آورد، خودِ انسان به قضاوت عقلانی میرسد. کافی است مضرات یک رفتار به زبانِ علم و بهدور از اغراق، برای فرد تبیین شود تا «نه گفتنِ درونی» جایگزین «ممنوعیتِ بیرونی» گردد.
نکتهی ظریف آنجاست که این قاعده، تنها در قلمروی اجتماعی و سیاسی صادق نیست؛ بلکه در کانون خانواده و تربیت فرزندان نیز بهقوت خود باقی است. ممنوعیتهای خشک و تحکمآمیز، نه فرزندی مطیع، که نوجوانی وسواسی و پنهانکار تربیت میکند. راهحل، «پردهبرداریِ آگاهانه» است؛ یعنی قرار دادن اطلاعات درست در اختیار فرد، تا خود به انتخابِ برتر برسد.
سرمشق ما در مدیریتِ این پدیده، باید پذیرش این واقعیتِ غیرقابلانکار باشد که انسان را برای پرهیز از میوهی ممنوعه، نباید از آن محروم کرد؛ بلکه باید باغی چنان پر از گزینههای بهتر ساخت که خودبهخود، آن میوهی ممنوعه در نظرش بیارزش شود.
از این منظر، فهیم (به معنای خردمند) کسی است که بهجای ساختن حصار، به فکر گسترشِ افقها باشد. بیایید از این پس، پردهها را نه برای پنهان کردن، که برای نمایشِ حقیقت برداریم؛ تا کنجکاویِ نسلها، در مسیر سازندگی هدایت شود، نه در باتلاقِ وسوسههای پنهان.





