
مهدی زارعی چمه فعال دانشجویی ورسانه ای «تبعیضِ تناقضآمیز در آموزش عالی؛ چرا امتحانات «ارشد و دکتری» حضوری، اما «کاردانی و کارشناسی» مجازی است؟» «ظلم مضاعف به دانشجویان تحصیلات تکمیلی در آستانه جنگ؛ منطق وزارت علوم کجاست؟»
در سایهی ناامنیهای شبکهای و تعطیلی چندماههی سامانههای آموزشی و با وجود آنکه استان کرمانشاه بهعنوان «نوک پیکان بحران» درگیر تبعات جنگ است، تصمیمِ عجیبِ وزارت علوم برای برگزاریِ حضوریِ امتحانات کارشناسی ارشد و دکتری در برابر غیرحضوریِ امتحانات کاردانی و کارشناسی، نهتنها خلاف عرف دانشگاهی و انصاف آموزشی است، بلکه پایههای علمیِ این تصمیم را به چالش میکشد. این پرسش اساسی که «اگر دانشجوی کارشناسی از پایه ضعیف فارغالتحصیل شود، چگونه انتظارِ پرورش استعدادی قوی در مقطع ارشد داریم؟» پاسخی جز نادیدهگرفتنِ بدیهیترین اصولِ زنجیرهی علمی ندارد
بدنهی تحلیلی و استدلالی (متن اصلی برای چاپ):
۱. شکاف منطقی در سیاستگذاری آموزشی
سیاستگذاران دانشگاهی بهخوبی میدانند که کارشناسی، هستهی سختافزاریِ دانش تخصصی را شکل میدهد. برگزاریِ امتحاناتِ مجازیِ این مقطع، گرچه بهنفع جوانترها و با تکیه بر هوش و مهارت دیجیتال آنان تفسیر میشود، اما در عمل، کیفیتِ سنجش را دچار خدشه میکند. انتقالِ این خلا به مقاطع تحصیلات تکمیلی و جبرانِ آن با سختگیریِ بیسابقه در روزهای پایانی ترم، نهتنها «عدالت آموزشی» را نقض میکند که شائبهی «طراحیِ عمدیِ فیلترینگ علمی» را در اذهان دانشجویان برمیانگیزد.
۲. تعطیلیِ سامانهها و قطعیِ اینترنت؛ واقعیتی غیرقابلانکار
طبق گزارشهای میدانی، در چند ماه اخیر و بهویژه در روزهای منتهی به امتحانات، سامانهی آموزشمجازی و حتی زیرساختِ اینترنتِ دانشگاهها با اختلالاتِ گستردهای روبهرو بوده است. دانشجویان ارشد و دکتری بهدرستی میپرسند که بر اساس کدام «برنامهریزی کارشناسی»، میتوان انتظار برگزاریِ امتحانی سالم و عادلانه را در شرایطی داشت که حتی پهنای باند کشور تحتتأثیر شرایط جنگی و فشارهای سایبری است؟ این یعنی، تصمیمگیرندگان از اساسِ واقعیتِ میدانیِ کشور غافلاند.
۳. کرمانشاه؛ خطِ مقدمِ جنگ و پایانِ صبر دانشجویان
استان کرمانشاه بهعنوان یکی از مناطقی که همواره در مخاطرات امنیتی و جنگی پیشگام بوده، بیش از هر نقطهی دیگری فشارِ روانی و لجستیکی را متحمل میشود. تحمیلِ امتحانِ حضوری به دانشجویان این استان در حالی که در دیگر نقاط کشور با کوچکترین بهانهای (همچون گرمای هوا) امتحانات بهصورت مجازی اعلام میشود، یعنی «تبعیضِ جغرافیایی» در کنار «تبعیضِ مقطعی». این رویه، ذرهای با اصولِ انصاف و موازینِ اخلاقیِ مدیریت دانشگاهی سازگار نیست.
۴. بیاعتباریِ شورای برنامهریزی و سردرگمیِ تصمیمگیران
آنچه بیش از همه دلسردکننده است، عدمِ شفافیتِ متولیان در تبیینِ مبانیِ این تصمیمگیری است. وقتی توجیهِ کارشناسی برای این افتراقِ آشکار ارائه نمیشود و تنها به بخشنامههای کلی اکتفا میگردد، اعتمادِ نهادِ دانشگاه بهعنوان مرجعِ علمی زیر سؤال میرود. این «تنگنظریِ نسنجیده» نهفقط انگیزههای پژوهشی را تضعیف میکند، که سرمایهی اجتماعیِ نظام آموزشی را به مخاطره میاندازد
جمعبندی و درخواست نهایی (برای بستن قوی متن):
با حفظِ کاملِ احترام به جایگاهِ اساتید و متولیانِ امر، اما با قاطعیتِ تمام، عاجزانه اما قدرتمندانه اعلام میداریم که تنها راهِ خروج از این بحرانِ اعتمادی، «بازنگریِ فوری و اصلاحِ شیوهنامهی برگزاریِ امتحانات» و اعلامِ غیرحضوریِ فراگیر برای تمامیِ مقاطع تا پایانِ شرایطِ اضطراریِ کنونی است. عقلِ سلیم، منطقِ دانشگاهی و عرفِ بینالمللیِ آموزشی، همگی بر این نکته تأکید دارند که در بحرانهای همهگیر و جنگی، اولویت با «سلامتِ روانی و امنیتِ جانیِ دانشجویان» است، نه اصرارِ بیدلیل بر حفظِ تشریفاتِ سنتیِ کاغذی.
امید است با نگاهی فرابخشی، این ظلمِ مضاعف از سیمایِ نظامِ علمیِ کشور زدوده شود و صدایِ دانشجویانِ خطهی غرب، بهویژه عزیزانِ کرمانشاهی، پیش از آغازِ آزمونها به گوشِ مسئولان برسد.





