
مهدی زارعی مدیرمسول پویان غرب «زندان تن؛ یا کلاس عقل و معرفت؟»
جامعهای که تنها به حبسکردن متهم میاندیشد، دیوار زندان را بالا برده، اما جهل را پایین نیاورده است. اگر غیبت، تهمت، گندگویی، بیاحترامی به بزرگان و موسپیدان، و نادیدهگرفتن رسمورسوم محلات را با زندان پاسخ دهیم، جز خشم و تحقیر، چیز دیگری نصیبمان نمیشود. راهِ امنیت و آرامش، نه در سلولهای محصور، که در کلاسهای اخلاق و معرفت است.
۱. رسم محله، مرز ادب است
در هر منطقه، آیینهای نانوشتهای وجود دارد: احترام به بزرگتر، مدارا با همسایه، پرهیز از غیبت و بدگویی. این «خط و نشانهای فرهنگی» اگر شکسته شوند، نخستین آسیب را نجابت اجتماعی میبیند. قوه قضاییه با «محکومیت به کلاس اخلاق» میتواند این رسمها را بازآموزی کند، نه آنکه فرد خاطی را در انزوا سختتر از پیش سرسخت سازد.
۲. زندان، مدرسهٔ کلهشقی است
توهین، غرور، و بیعقلی در محیط بستهٔ زندان غالباً به جای اصلاح، به تنش و هرجومرج دامن میزند. بسیاری از خطاکاران اجتماعی نیازی به دیوار و میله ندارند؛ آنها به «کلاس عقل و معرفت» نیاز دارند تا جوانمردی، صداقت و انسانیت را از نو بیاموزند. محکومیت به آموزش، مؤدب شدن به رسوم مناطق، و بازسازی کرامت انسانی، اثری پایدارتر از زندان دارد.
۳. ادب و انسانیت، جایگزین قضاوتِ سختگیرانه
نویسنده معتقد است کتابی با عنوان «جرایم و زندانهای محصور» باید به «کلاسهای اصول زندگی» تبدیل شود. قاضی میتواند به جای صدور حکم حبس، فرد متهم را به دورههای اخلاقمداری، معرفتافزایی و احترام به هنجارهای منطقه ملزم کند. این روش، هم از هزینههای اجتماعی زندان میکاهد، هم افراد را به شهروندانی خودنگاهدار و اخلاقمدار تبدیل میکند.
۴. جوانمردی و صداقت، بنیان امنیت
جامعهای که غیبت، تهمت، گندگویی و بیاحترامی در آن عادی شود، حتی با هزار زندان نیز آرام نخواهد گرفت. امنیت واقعی از «کلاس اخلاق» شروع میشود: جایی که انسان میآموزد به جای پرخاش، گفتگو کند؛ به جای بدنامی، آبروداری را پیشه سازد؛ و به جای غرور، تواضعِ همراه با عزت را یاد بگیرد.
پایان سخن:
اگر قوه قضاییه «محکومیت به معرفت» را جایگزین محکومیت به زندان کند، نه تنها بزهکاری کاهش مییابد، بلکه نسل آینده به جای کینه و تکرار خطا، با فرهنگ و ادب آشتی میکند. این همان عدالتِ تربیتیست که از رسوم محلات تا کلاسهای اخلاق، امنیت را پایدار میکند.





