مهدی زارعی چمه مدیرمسول پویان غرب آموزشِ مجازی، آزمونِ حضوری؛ پارادوکسِ عدالت آموزشی در نظام تعلیم‌وتربیت ودانشگاها

تعطیلی‌های مکرر مدارس و دانشگاه‌ها به بهانه‌های مختلف، نظام آموزشی کشور را به وضعیتی «فرسایشی» دچار کرده است. این پرسش اساسی مطرح است که وقتی فرآیندِ «آموزش» به‌صورت مجازی و ناقص ارائه شده، با چه منطقی مسئولان بر طبلِ «آزمون‌های حضوری» می‌کوبند؟ این تناقض، نه تنها عدالت آموزشی را به مسلخ می‌برد، بلکه موجب افت شدید سوادِ علمی و سرکوب انگیزه‌ی نسل جوان شده است.

در عظمتِ جایگاهِ تعلیم‌وتربیت همین بس که خداوند در نخستین کلامِ وحی بر پیامبرِ خاتم(ص)، قلم و آموختن را محورِ خلقتِ آگاهانه‌ی انسان قرار می‌دهد. با این حال، در کشور ما بیش از یک قرن پس از تأسیس دارالفنون و آغازِ مدرنیته‌ی آموزشی، گویی قطارِ آموزش‌وپرورش دانشگاهاالخصوص دانشگاه ازاددر ایستگاهِ «تعطیلی‌های بی‌رویه» متوقف شده است.

متأسفانه در سال‌های اخیر، «تعطیلیِ مدارس» به نخستین و ساده‌ترین راهکار برای حلِ چالش‌هایی نظیر ناترازی انرژی، آلودگی هوا، برف، کرونا و سایر بیماری‌های واگیردار تبدیل شده است. تداومِ این روند، به‌ویژه در چهار ماه اخیر که آموزش‌ها عمدتاً در بستر مجازی دنبال شده، ضربه‌ای مهلک به پیکره‌ی علمی کشور وارد آورده است.

آموزش مجازی، به‌ویژه با زیرساخت‌های فعلی، هرگز جایگزینِ کلاسِ حضوری نیست. آموزش، صرفاً انتقالِ داده‌ها نیست؛ بلکه کنش و واکنشِ میان معلم و شاگرد، الگوبرداری از زبان بدن، تعاملات اجتماعی و پویاییِ محیط مدرسه است که شخصیتِ علمی و اجتماعی دانش‌آموز را شکل می‌دهد. وقتی دانش‌آموز از فضای مدرسه محروم می‌شود، پیوندِ عاطفی و آموزشی او با نظام تعلیم‌وتربیت گسسته شده و به جای «یادگیری عمیق»، به «درس‌گریزی» و اتکا به ابزارهای کمک‌آموزشی مجازی روی می‌آورد.

نکته‌ی تأمل‌برانگیز اینجاست که در نظام آموزش مجازیِ فعلی، نظارت دقیق بر فرآیندِ سنجشِ دانش‌آموزان و دانشجویان وجود ندارد. در چنین شرایطی، اصرارِ وزارت آموزش‌وپرورش و سایر نهادهای تصمیم‌گیر بر برگزاری آزمون‌های حضوریِ پایه‌های یازدهم، دوازدهم و دانشگاه‌ها، مصداقِ بارزِ «بی‌عدالتی آموزشی» است. چگونه می‌توان از دانش‌آموزی که چهار ماه از نزدیک معلم خود را ندیده، انتظار داشت در آزمونی استاندارد و حضوری، همان کیفیتی را ارائه دهد که از یک دوره‌ی حضوری انتظار می‌رود؟

این تصمیمات، شکافِ طبقاتی را نیز عمیق‌تر کرده است. در حالی که دانش‌آموزانِ برخوردار می‌توانند با استخدامِ معلم خصوصی، کمبودهای آموزشی را جبران کنند، قشر متوسط و کم‌درآمد در چنبره‌ی ناکارآمدیِ شبکه‌ی «شاد» و نبودِ امکاناتِ کمک‌آموزشی گرفتار شده‌اند.

در این میان، اعتراضِ گسترده‌ی دانشجویانِ مقاطع مختلف به برگزاری امتحانات حضوری نیز شنیدنی است؛ دانشجویانی که می‌پرسند: «وقتی حتی یک جلسه‌ی حضوری برگزار نشده، برگزاری آزمونِ حضوری بر چه مبنای علمی و قانونی استوار است؟» این مطالبه‌گری، نه ناشی از مافیای کنکور، بلکه پاسخی منطقی به عملکردِ غیرحرفه‌ای مسئولان است.

به مسئولانِ وزارت آموزش‌وپرورش و شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ودانشگاهاخصوصا دانشگاه ازاد هشدار می‌دهیم که استمرارِ این وضعیت، اعتبارِ مدارکِ تحصیلی کشور را زیر سؤال می‌برد. پیشنهاد می‌شود برای جبرانِ مافات، حداقل برای پایه‌های تعیین‌کننده، دوره‌های فشرده‌ی حضوری برگزار شود تا دانش‌آموزان فرصتِ رفع اشکال و تعامل با معلمان را بیابند. در غیر این صورت، برگزاری آزمون‌های حضوری در غیابِ آموزشِ مؤثر، نه یک اقدامِ انقلابی، بلکه ناعادلانه‌ترین رویکردی است که می‌تواند عدالتِ آموزشی را برای همیشه به حاشیه براند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا