
مهدی زارعی چمه :روزنامه نگار قسم حضرتعباس قبول کنیم یادم خروس بعضی ازنمایندگان/ پدیدهای به نام «نمایندگان امامزادهوار» دراستان کرمانشاه
در دایره سیاستورزی استان کرمانشاه، پدیدهای تکرارشونده و نگرانکننده به چشم میخورد: «تغییر ماهیت نمایندگان پس از عبور از پل انتخابات». این نوشته، روایتِ مستندِ یک فعال رسانهای و حقوقدان از سندروم «پاسخگریزی» برخی نمایندگان است؛ کسانی که در آستانه انتخابات، برای جلب آرا و حمایت لیدرها تا پاسی از شب پاسخگو و شاداباند، اما پس از تکیه بر کرسی قدرت، حامیان دیروز را به «لیست سیاه» میفرستند.
متأسفانه، بخشی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در استان کرمانشاه -بهویژه در حوزههای انتخابیه شهرستانی شرق استان دچار یک دگردیسی رفتاری عجیب میشوند. این چرخه که میتوان آن را «سندروم سلب مسئولیت» نامید، از یک الگوی ثابت پیروی میکند: زمانی که کاندیدا به دنبال رأی است، تلفن همراهش حتی در نیمهشب هم برای پاسخگویی به هر فردی -از لیدرها گرفته تا مردم عادی- روشن و مشتاق است. اما به محض آنکه «خرش از پل میگذرد»، ورق برمیگردد.
بیاعتنایی به «نردبانهای ترقی»
در این میان، بیشترین جفا در حق کسانی صورت میگیرد که بیشترین فداکاری را برای موفقیت نماینده داشتهاند؛ همان لیدرهایی که آبرو، وقت و اعتبار خود را نزد مردم گرو گذاشتند تا فرد مورد نظر به قدرت برسد. اما جالب اینجاست که پس از پیروزی، همین نمایندگان، عامدانه و عالمانه از پاسخگویی به لیدرهایی که نردبان ترقی آنها بودهاند، طفره میروند. گویی این افراد نه سرمایههای اجتماعی، بلکه باری بر دوشِ نماینده هستند که باید حذف شوند.
بازی روانی «خودیسازی» برای خاموش کردن انتقاد
یکی از شگردهای رایج این دسته از نمایندگان، بهرهگیری از فریب کلامی است. وقتی لیدرها یا اطرافیان از عدم پاسخگویی گلایه میکنند، نماینده با توسل به عباراتی نظیر «تو که غریبه نیستی»، «تو همولایتی و فامیل منی، نباید ناراحت شوی» و «بگذار به کار دیگران برسم»، سعی در آرام کردنِ منتقدان دارد. این دروغهای مصلحتی، ابزاری است برای خرید زمان و حفظ فاصله؛ تا آنجا که همین لیدرهای ۴۰ ساله، در نظر نماینده به «دشمن» تبدیل میشوند.
تجربه عینی من نشان میدهد که این نمایندگان، حتی به پیامهای مکرر اطرافیان نزدیک خود پاسخ نمیدهند، اما کافی است همان پیام از شماره ناشناس یا فردی مخالف ارسال شود تا در کمترین زمان پاسخ دریافت کنند. این «پاسخگریزیِ گزینشی»، دهنکجی آشکار به وفاداری است.
پذیرش مسئولیت یا فرار از آن؟
جالب اینجاست که همین نمایندگان «سادهلوحِ پرادعا»، در سال آخر نمایندگی و در آستانه انتخابات مجدد، ناگهان دوباره مهربان میشوند و به سراغ تکتک کسانی میروند که در طول این چهار سال به آنها بیتوجهی کردهاند. این رفتار، نه تنها توهین به شعور سیاسی لیدرها و مردم است، بلکه خیانت به اعتماد عمومی تلقی میشود.
بنده به عنوان یک حقوقدان که در طول ۴۰ سال گذشته، شاهد تمامی این فراز و فرودها بودهام و این تجربیات را در کتاب خود تحت عنوان «سفلگی» نیز مکتوب کردهام، تأکید میکنم که این گزارش، تنها بخشی بسیار ناچیز از مستندات موجود است. ادعای من متکی به اسناد مکتوب و موارد متعددی از پیگیریهای شخصی برای کسانی است که حتی سابقه مخالفت طولانیمدت با این نمایندگان را داشتهاند.
دعوت به مناظره عمومی
من برای تکتک ادعاهای خود، سند و مدرک دارم. اگر هر کدام از این نمایندگان مدعی خلاف این رویه هستند، من آمادگی کامل دارم تا در یک مناظره مطبوعاتی و حضوری در جمع مردم، مستندات خود را ارائه دهم. سکوت در برابر این رویه، خیانت به انصاف و وجدان است و من دیگر حاضر نیستم با سکوت خود، شریک این جفا به دوستان و همراهان باشم.دیگرنمیخواهم نام این فردببرم چون همه مردم درجریان امورقراردارند





