مردم پای کشور ایستاده‌اند؛ آیا مسئولان هم پای مردم ایستاده‌اند؟

مهدی زارعی چمه ـ فعال رسانه‌ای
فشارهای ناشی از جنگ و شرایط دشوار اقتصادی کشور کاملاً محسوس است. مردم فهیم ایران شرایط کشور را درک می‌کنند، همراهی نشان می‌دهند و با وجود تمام مشکلات، پای کشور ایستاده‌اند. اما یک سؤال جدی وجود دارد: آیا مسئولان هم شرایط مردم را درک می‌کنند؟ آیا شرمندگی پدرانی را می‌بینند که برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خانواده خود درمانده‌اند؟
تعامل، جاده‌ای دوطرفه است. قرار نیست تمام بار همراهی و تحمل مشکلات بر دوش مردم باشد؛ مردم صبوری کنند، صرفه‌جویی کنند و از خواسته‌های اولیه خود بگذرند، اما این فداکاری دیده نشود و در مقابل، هر روز با تصمیمات جدید، فشار بیشتری بر معیشت آنان وارد شود.
اگر قرار است مردم در شرایط دشوار کشور کنار دولت باشند، دولت نیز باید در کنار مردم بایستد؛ نه اینکه هزینه کمبودها، ناترازی‌ها و مشکلات اقتصادی را مرتباً به سفره خانوارها منتقل کند.
بی‌تعارف بگوییم؛ بخش قابل‌توجهی از گرانی‌ها و گران‌سازی‌های اخیر، ناشی از تصمیمات و سیاست‌های اقتصادی دولت است. افزایش نرخ سوم بنزین از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان و افزایش هزینه سوخت نیروگاه‌ها و انتقال آثار آن به قبوض برق، نمونه‌هایی از این تصمیمات است.
امروز تقریباً هر بخش و دستگاهی به بهانه‌ای در حال افزایش قیمت کالاها و خدمات خود است. انتظار طبیعی مردم این است که دولت در چنین شرایطی نقش ترمز گرانی‌ها را ایفا کند، بازار را کنترل کند و اجازه ندهد فشارها بی‌محابا به سفره خانوارها منتقل شود؛ اما گویی دولت نیز به این مسابقه پیوسته است و با خود می‌گوید: «چرا دیگران گران کنند و ما جا بمانیم؟!»
نمونه روشن این وضعیت را در بازار خودرو می‌بینیم. ایران‌خودرو در سال جاری چندین مرحله قیمت محصولات خود را افزایش داده است. سؤال اینجاست: دستگاه‌های مسئول و نهادهای نظارتی دقیقاً کجای این ماجرا ایستاده‌اند؟ وظیفه دولت نظارت بر بازار و حمایت از مصرف‌کننده است یا صرفاً تماشای افزایش قیمت‌ها؟
دولتی که باید در روزهای سخت پناهگاه معیشتی مردم باشد، نباید خود به یکی از ایستگاه‌های گران‌سازی تبدیل شود!
آقایان مسئول! وقتی قیمت بنزین، برق، گاز و سایر نهاده‌های تولید و خدمات افزایش می‌یابد، آثار آن در قالب دومینوی گرانی به حمل‌ونقل، تولید، توزیع و قیمت کالاهای اساسی منتقل می‌شود. نتیجه روشن است: کوچک‌تر شدن سفره خانوارها و سنگین‌تر شدن هزینه زندگی؛ آن هم برای مردمی که درآمدشان ثابت مانده و حقوقشان توان تعقیب فنر رهاشده قیمت‌ها را ندارد.
وقتی قیمت‌ها با تصمیمات مختلف هر روز افزایش می‌یابند، اما حقوق کارگر، معلم، کارمند و بازنشسته با هزار اما و اگر و تأخیر بالا می‌رود، دیگر سخن گفتن از حمایت معیشتی چه معنایی دارد؟
انگار در اقتصاد کشور مسابقه افزایش قیمت‌ها برگزار شده است؛ دولت، خودروسازان، تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان کالا و خدمات، هرکدام به بهانه‌ای قیمت‌ها را بالا می‌برند؛ اما مردم، به‌ویژه حقوق‌بگیران و بازنشستگان، نه‌تنها امکان حضور در این مسابقه را ندارند، بلکه باید هزینه تمام این گرانی‌ها را از جیب و سفره کوچک‌شده خود بپردازند!
گویی تنها چیزی که در این اقتصاد حق افزایش ندارد، درآمد مردم است!
البته راهکار وجود دارد؛ به شرط آنکه معیشت مردم واقعاً در اولویت تصمیم‌گیری‌های دولت باشد:
۱. افزایش قیمت حامل‌های انرژی و هزینه‌های دولتی، تا زمان ارزیابی دقیق آثار تورمی و معیشتی، متوقف یا محدود شود و هرگونه اصلاح قیمت با پیوست حمایتی واقعی همراه باشد.
۲. حقوق و دستمزد کارگران، کارمندان، معلمان و بازنشستگان متناسب با تورم واقعی افزایش یابد و قدرت خرید اقشار دارای درآمد ثابت به‌صورت مؤثر جبران شود.
۳. دولت به‌جای انتقال مداوم هزینه‌ها به مردم، هزینه‌های غیرضروری خود را کاهش دهد، با رانت، انحصار و واسطه‌گری برخورد کند و بر زنجیره تولید و توزیع کالاهای اساسی نظارت مؤثر، شفاف و مستمر داشته باشد.
قرار نیست مردم کف جامعه، تاوان تمام مشکلات، ناکارآمدی‌ها، ناترازی‌ها و تصمیمات اقتصادی کشور را یک‌تنه بپردازند. مردم نه دشمن‌اند و نه همراه دشمن؛ آنان صاحبان اصلی این کشورند. اما تحمل مردم نیز حدی دارد. لطفاً این سرمایه اجتماعی را با فشارهای بی‌امان اقتصادی فرسوده نکنید.
مسئولان به‌خوبی می‌دانند که امیرالمؤمنین علی(ع) در فرمان حکومتی خود به مالک اشتر، بر مهربانی با مردم، رعایت حقوق آنان و پرهیز از رفتار مستبدانه تأکید کرده‌اند. حکومت‌داری فقط فرمان دادن و انتظار اطاعت داشتن نیست؛ فهم درد مردم، رعایت حقوق آنان و شریک شدن در دشواری‌های زندگی‌شان نیز بخشی از مسئولیت حکمرانی است.

آقایان مسئول! مردم در سخت‌ترین شرایط پای کشور ایستاده‌اند؛ شایسته نیست پاسخ این همراهی و فداکاری، گران‌سازی‌های پی‌درپی و فشار بیشتر بر سفره‌هایشان باشد.
مردم انتظار معجزه ندارند؛ انتظار دارند مسئولان درد آنان را بفهمند، در تصمیم‌گیری‌ها معیشتشان را ببینند و خودشان نیز سهمی از سختی‌ها و محدودیت‌ها را بپذیرند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا