
ریزش عظیم طرفداران شیخ وحید احمدی و فاصله گرفتن از گردونه رقابت
مهدی زارعی چمه
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
واژه ی « دنیا »؛ هم به معنای نزدیکی و هم به مفهوم رذالت و پستی، به کار رفته است. در نزد مردم، دنیا، اسم مکان به شمار می آید، به معنای جا و محل موقت و البته نازل و پست که در مقابل عقبا، به معنای محل جاودان و همیشگی است. به عبارتی؛ دنیا را فانی و جهان دیگر را باقی می دانند. به هر حال، در اندیشه ایرانیان و مسلمانان؛ دنیا، محل گذر است و جای ماندن نیست، خردمندان نیز همین تعبیر را از دنیا دارند. انسان ها وقتی که به دنیا می آیند، بدین مفهوم است که زمانی از همین دنیا می روند. اکثر انسان ها اما به عنوان حیوانات عاقل و ناطق، با این که این واقعیات را می دانند، در زرق و برق و اعتباریات ناماندگار و بی ارزش دنیا، چنان غرق می شوند که از چنین واقعیتی به کلی غافل می شوند و متاسفانه تا زمانی که مرگ روح و جسم و قالب مثالی شان را در بر نگرفته اند، اصلا خود را نامیرا و جاوید می پندارند و زمانی به خودشان می آیند که دیر شده و راه پس و پیش ندارند. جای تعجب و تاسف بیش تر این که برخی از این انسان ها به شکل و شمایلی در می آیند که انگار باید همه را پند و اندرز دهند و از گناه و فساد و غرور و تکبر و خودشیفتگی و سایر خلقیات زشت و ناپسند، پرهیز دهند، اما خود در خلوت و به دور از چشمان خلایق به هر عمل ناپسندی دست بزنند! در ملاء عام؛ واعظ و اهل منبر و خطابه و متخلق به اخلاق و مبرا از هر عیب و نقصی هستند، لیکن در خفا و در باطن خود، الگویی از فساد و نادانی و غفلت و تباهی هستند. مردم را به قناعت و صبر و طمانینه و وقار و وقایه دعوت می کنند، اما خود در برابر قدرت و زور و زر و مقام و جایگاه و ثروت و مکنت، ذره ای صبر ندارند و شتابان به سوی آن ها می دوند. شوربخت مردمان ساده انگاری که گوش به پند و اندرز چنین خطبایی می دهند و آواز نیک خواهی شان را باور می کنند و در گرداب و دام فریب این فریب کاران و دغل بازان، گرفتار می شوند.
برخی مانند این شیخ وحید که داعیه نمایندگی مردم و خادم آنان را دارد، گویی این میز و صندلی و این بلندگوی نمایندگی و اقتداری که مردم به او بخشیده اند، ارث پدرشان است و لذا هیچ وظیفه ای در قبال همین مردم ندارد، چنان با کر و فر و کبکبه و دبدبه می آید و می رود که انگار خداوند از نوع خودش فقط یکی را آفریده و آن هم فقط خودش است!
مردم که می بینند، دوست و رفیق و آشنایی که فریب ایشان را خورده است و سال ها عمر و مال و زندگی و خانواده اش را در اختیار تبلیغات انتخاباتی ایشان گذاشته، بالاخره رفتار و کردار و گفتار او را می بیند و لمس می کند و می فهمد که چه کلاه گشادی به سرش رفته، دیگر به او اعتماد نمی کند و دوری می گزیند و حتی از او متنفر می شود و به خودش لعنت می فرستد که خودم کردم که لعنت بر خودم باد!
اما نکته این جاست که هرکس چنین باشد و چنین کند و راه تفرقه و فریب مردمان در پیش گیرد، در پیشگاه خدا و خلق، ممکن است به هیچ وجه به اندازه شیخی که به اصطلاح لباس پیغمبر به تن کرده باشد و مردم را بفریبد، گناه و مکافات عمل نداشته باشد، اذا فسد العالم فسدالعالم که می گویند همین است. علی لعنت الله علی القوم الظالمین، که خداوند بالصراحه فرمود: والله لا یهدی القوم الظالمین.





