
کرمانشاه امروز؛ مظلومتر از همیشه مقام نخست بیکاری، ما را آزردهخاطر نموده است
مهدی زارعی چمه – روزنامهنگار
بدون هیچ تعارفی، ریشهٔ مشکل را در جابهجاییها و رفتنوآمدنها نمیدانم. معضل در کف جامعه و میان کسانی است که سالهاست میدان را خالی دیدهاند و با عناوینی مثل روزنامهنگار، فعال سیاسی، نخبه، فرهیخته، اندیشمند و دبیرکل فلان حزب، بهاصطلاح میدانداری میکنند. هرچه مینویسند و میگویند، به نام مردم و برای مردم میگویند، در حالی که در اندیشهی آنان مردم هیچ انگاشته میشوند و تمام فکرشان سوار شدن بر موجهای خودساختهای است که برای همین مردم میسازند تا از این راه، برای خود سودی ببرند.
این بهاصطلاح نخبگان به خوبی میدانند که انسانهای باتجربه، فرهیختگان و نخبگان واقعی، دلسوزان و منتقدان مردمی، سالهاست که به خاطر همین اوضاع نابسامان و موجسازیها، یا گوشهی انزوا گرفتهاند، یا عطای ارشاد و راهنمایی را به لقایش بخشیده و به جاهای دیگر مهاجرت کردهاند و در غربت اجباری به سر میبرند.
همهٔ کسانی که ذرهای از کار رسانهای و سیاسی سررشته دارند، میدانند همپالکیهای اقلیان در کرمانشاه چه کسانی هستند؛ همانهایی که همین الآن در رسانهها و جایگاههای مدیریتی استان و کشور، بهویژه در شهرداریها، نقشآفرینی میکنند و خرِ مراد خود را میرانند و مردم را برای منافع خویش به بازی میگیرند.
مدیران اجرایی، شورای شهر و شهرداریها، تجربهی ثابتشدهٔ ناتوانترین و ناکارآمدترین افراد در گذشته هستند؛ اماکنی برای زدوبند، معاملهگری، سوءاستفادههای کلان و کاسبیهای پنهان و آشکار. اگر نخواهیم این صفات را به فرد خاصی نسبت دهیم، اما به واسطهٔ ندانمکاریها و ضعف در دوراندیشیِ مسئولان، میتوانیم این روشها را به کلیت شوراها و شهرداریها تعمیم دهیم.
در شهرداری کرمانشاه، اگر دلسوزانی فرد یا افراد متخصص و متعهدی را به شهرداران و مدیران معرفی میکردند، آنها متأسفانه از دیدگاه جناحی و باندی عمل میکردند و این افراد مجرّب و مردمی را به خاطر نفوذ مفتخورانِ دورِ شهردار و نیز به خاطر شخصیت ذاتیِ خودِ شهردار، نمیپذیرفتند.
همهٔ مردم کرمانشاه میدانند در شورای شهر و شهرداری چه میگذرد. با لابیگری استاندار و شورای منحلشده و خوشخدمتیِ شهردار وقت، بیش از ۶ تا ۸ هزار نفر بدون تشریفات قانونی، جذب شهرداری شدند؛ میلیاردها بودجهٔ مردم حیف و میل گردید.
متأسفانه سازمانهای نظارتی، استانداری و سایر نهادهای مسئول، همگی همراه و همصدا با متخلفان شدهاند و مهر سکوت بر لب دارند. غصب معابر عمومی توسط چماقداران و زورداران، با دهانمحکومیِ علنی میچرخد و آنقدر قدرت دارند که با گذشت زمان، محکومیتشان کانلمیکن میشود. اما بدبخت بیچارهای که به خاطر یک میلیون تومان، تمام حسابهایش مسدود میشود، هر کس ادعایی دارد. غصب معابر عمومی که متراژ بالای ۵۰۰ میلیون تومان ارزش دارد، همهی مسئولان در برابر آن سکوت کردهاند و روزهی سیاسی گرفتهاند.
وقتی جامعهای خیر خود را نشناسد، به هر بیسر و پایی اجازه دهد در امورشان دخالت کند، نخبگان واقعی را با نادانی فراری دهد و خوب و بد را تشخیص ندهد، از خیر و صلاح خود دفاع نخواهد کرد.
مردم، بهویژه اهالی رسانه، استادان دانشگاه و دانشجویان اهل پژوهش، باید ریشههای روانشناختی و جامعهشناختی آسیبهای اجتماعی و سیاسی را در مشارکتهای مدنی بررسی کنند و به آگاهیبخشی و آموزش بپردازند و به وظایف خود عمل کنند.
بیکاریِ سوزان، مدیریتهای نالایق و بیتوجهی نمایندگان، کرمانشاه را به فلاکت کشانده است. اگر روزگاری کرمانشاه مرکزیت غرب ایران را داشت، امروز به «ضعفِ غرب کشور» تبدیل شده است. استانداران و نمایندگان، با دلخوشی به هم، استان پنجم و مرکزیت غرب را به بیکاری، طلاق و اعتیاد کشاندهاند.
نمایندگانی که فقط از طریق آگهی مفقودی میتوان آنها را یافت! شورای شهرِ منحلشده و شهردار وقت، با لابیگری استاندار، بیش از ۸ هزار نفر را بدون تشریفات استخدام کردند؛ جنایتی در حق ایثارگران و رزمندگانی که در هر خانهی کرمانشاه، چهار، پنج تحصیلکردهٔ بیکار دارند، چون پارتی و رابطهای در شورا و شهرداری ندارند.
چه بسیار مدیران نالایق، معاملهگر، ضد مردم و نظام، چپاولگر و فاسد در کرمانشاه که پس از برکناری، در تهران پستهای بالاتر گرفتند تا بهتر پول پارو کنند. آنچه برای این مردم باقی مانده، نابسامانی، هرجومرج و فساد سیستمی است.



