
مهدی زارعی چمه مدیرمسول پویان غرب «قلم در محاصره؛ تنزیلِ آگاهی در عصرِ ولنگاری و محاکمه»
گرهگاهِ پیچیدهای از معیشت، معنا و منزلت در عرصه رسانه است. با نگاهی شعری و تنزیلی (ناظر بر نزول تدریجی حقیقت و عدل)، وجوه پنهان این ماجرا را واکاوی میکنیم:
. از «قلم» تا «قرطاس»؛ گرانی کاغذ و فیلمزینگ، تیغِ دو دمِ معیشت
کاغذ و فیلمزینگ امروز چونان «قاف»ِ کافکافشدهایاند که نفسِ روزنامه را بند آوردهاند. وقتی هزینهٔ چاپ یک شماره از بودجهٔ ماهانهٔ یک خانواده بیشتر میشود، سخن از «محتوا» به حاشیه میرود. به یاد شعر حافظ:
تا کی ز کاغذ و زر، ننگِ سیاهی دارم؟
ای بس که بر صفِ دیوان، سوادِ خود باختم
. یارانهها؛ نه بر مبنای «نیاز» که بر مبنای «ناز»
تبعیض در پرداخت یارانه، زخمی کهنه بر تن مطبوعات است. نشریهای که نقد منصفانه مینویسد، یارانهاش را میبُرند و نشریهای همرنگِ حاکمیت، بیحساب از بیتالمال تغذیه میشود. این همان «تنگنظری» است که قرآن از آن با تعبیر «وَ لَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ» (اسراء/۳۱) نهی کرده؛ مگر نشریات، فرزندانِ اندیشهی این سرزمین نیستند؟
. آگهیهای دولتی و ثبتی؛ دیواری کوتاهتر از دیوارِ روزنامه
قطعِ آگهیهای دولتی و واگذاریِ آن به معدود نشریات خاص، «دیوارِ روزنامه» را کوتاهتر از دیوارِ فضای مجازی ساخته؛ با این تفاوت که فضای مجازی بیمجوز و بیضابطه میتازد، اما روزنامهی مجوزدار باید در پیچوخمِ دادگاهها، هر روز برگِ احضاریه بگیرد. تنزیلِ قرآنی گواه است:
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ» (نحل/۹۰)
عدل یعنی یکسانسازیِ قوانین برای همهی بسترهای رسانهای؛ نه مجازاتِ یک نقدِ اصولی در دادگاه، در حالی که کانالِ بیصاحب در فضای مجازی، هر چه دلش خواست مینویسد.
. تنزیلِ تدریجیِ آگاهی؛ شعر و رسالتِ روزنامهنگار
روزنامهنگارِ متعهد، چونان پیامآورِ لحظههای نابِ آگاهی است. اما وقتی او را در «پیچ دادگاهها» سرگردان میکنند، فرصتِ تنزیلِ اندیشه را از او گرفتهاند. سعدی میگوید:
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
. سخنِ پایانی؛ نه مرگِ کاغذ، که مرگِ انصاف
مشکلِ امروز، نه کمبودِ کاغذ که کمبودِ انصافِ توزیع و عدالتِ نظارت است. تا وقتی یک روزنامهٔ انتقادی، هم از یارانه محروم شود، هم از آگهی، و هم هر هفته یک پروندهٔ جدید برایش تشکیل شود، چهرههای توانمند یا خاموش میشوند یا به فضای مجازی پناه میبرند؛ فضایی که هرچند «ولنگار» است، اما دستکم نفس میکشد.
به امید روزی که «قلم» را نه با «زندان» که با «زینتِ عقل» بسنجند و «کاغذ» را بستری برای «تنزیلِ تدریجیِ نورِ حقیقت» بدانند.





