
مهدی زارعی چمه فعال رسانه ای ودانشجویی دانشجو، سرمایهی بیبدیل دانشگاه؛ وقتی استقبال، آبرو میسازد
واقعیت این است که اعتبار دانشگاه، به تعداد کتابهای مرجع یا قدمت ساختمانهایش نیست؛ بلکه به رغبتی است که دانشجویان برای حضور در کلاسها و ارتباط با اساتید دارند. وقتی دانشجویی با اشتیاق پای درس مینشیند، یعنی دانشگاه در مسیر درستِ خود قرار دارد. از این رو، حفظ کرامت استاد و دانشجو، نه یک توصیهی اخلاقیِ اضافی، که ضرورتی است برای پویایی و ماندگاریِ منزلت دانشگاه
بگذارید صریح بگویم؛ دانشگاه یعنی دانشجو. هرچه کلاسها پررونقتر، دانشجویان مشتاقتر و ارتباطات عاطفی و علمی عمیقتر باشد، آن دانشگاه واقعاً «زنده» است. این استقبالِ بینظیر دانشجویان از کلاسهای یک استاد، نه فقط مایهی دلگرمیِ آن استاد، بلکه بزرگترین عاملِ ارتقای منزلتِ آن دانشگاه در نگاه جامعه است.
حالا تصور کنید استادی که با اخلاق نیکو، منشِ والا و رفتاری سرشار از احترام، کلاس را به فضایی دلنشین برای یادگیری تبدیل میکند. دانشجویان برای حضورش در کلاس لحظهشماری میکنند و تا سالها بعد، از آن خاطرات با افتخار یاد میکنند. در نقطهی مقابل، استادی که با پرخاش، تکبر و تحکم، دانشجو را میرنجاند و کرامتش را نادیده میگیرد، نه تنها شور و اشتیاق را میکشد، بلکه دانشجویان را از دانشگاه دلسرد میکند. نتیجه؟ کلاسهای خالی، دلهای پر از گلایه و خاطرهای تلخ که سالها در ذهن میماند.
این را باید بارها تکرار کنیم: احترام، یک خیابان دوطرفه است. همانگونه که دانشجو موظف به ادب و تواضع در برابر مقامِ علمیِ استاد است، استاد نیز وظیفه دارد با اخلاقِ حسنه، حریمِ شخصیتِ دانشجو را نگه دارد. هرگونه تندروی، تحقیر یا بیادبی از هر سو، نه فقط یک برخوردِ ناپسندِ زودگذر، بلکه زخمی عمیق بر پیکرهی آموزش است که خاطرهای منفی و ماندگار به جا میگذارد. خاطرهای که گاه، ارزشِ سالها تلاشِ علمی را زیر سوال میبرد.
پس اگر میخواهیم دانشگاهمان آبرومند، پویا و تأثیرگذار باشد، باید به این اصلِ طلایی پایبند باشیم:
«ارزشِ دانشگاه، به استقبالِ گرم و عاشقانهی دانشجویانش است» و این استقبال هم زمانی شکل میگیرد که استاد، دانشجو را نه یک شماره، که یک سرمایهی بیبدیل ببیند.
باور کنیم که حفظِ کرامتِ یکدیگر، وظیفهای دوجانبه است و هر قدمی که برای احترامِ متقابل برداریم، در واقع برای اعتلایِ نامِ دانشگاهمان برداشتهایم.



