
گزارش تحلیلی: «چاپلوسی و چاپلوسپروری؛ آفتی برای نقد اصیل و روزنامه نگاران واقعی»
مهدی زارعی چمه – مدیرمسئول پویان غرب
چاپلوسپروری به فرایندی گفته میشود که در آن مدیران، صاحبان قدرت یا جریانهای اقتصادی-سیاسی، نه تنها از نقد شفاف استقبال نمیکنند، بلکه افرادی را تشویق و پرورش میدهند که فقط «تعریف کننده» و «تأییدکننده» باشند. در چنین فضایی، روزنامه نگار اصیل که وظیفهٔ پرسشگری و نقد منصفانه را دارد، به حاشیه رانده شده و جوانمردان نقاد (کسانی که نقد را برای اصلاح میخواهند، نه تخریب) طرد میشوند.
پیامدهای مخرب:
· تحلیل رفتن سرمایهٔ اجتماعی رسانه: اعتماد مخاطب که مهمترین دارایی یک رسانه است، با دیدن نقدهای شعاری و غیرواقعی از بین میرود.
· خودسانسوری و روزمرگی: روزنامه نگار برای حفظ جایگاهش، به تولید محتوای کلیشهای و غیرانتقادی روی میآورد.
· فرار مغزها در حوزهٔ رسانه: نقادان واقعی یا سکوت میکنند، یا به حرفه های دیگر مهاجرت مینمایند و در نتیجه، نسل جدیدی از روزنامه نگاران مستقل تربیت نمیشود.
مصادیق عینی (در فضای رسانهای کشور و استانها):
· دیده میشود برخی رسانهها با پرهیز از نقد عملکرد مسئولان، تنها به انعکاس اخبار تشریفاتی بسنده میکنند.
· در مقابل، روزنامه نگارانی که سعی در طرح دغدغه های مردمی دارند، با برچسب هایی مانند «حاشیه ساز»، «معاند»، «خودفروش» یا … مواجه میشوند.
· گاهی حتی نقد منصفانهٔ یک فیلم، رسانه، کتاب یا یک طرح اقتصادی، به دلیل روابط دوستانه یا خط کشی های جناحی، جای خود را به تعریف های اغراقآمیز میدهد.
راهکارهای پیشنهادی:
· تفکیک نقد از تخریب: نهادهای صنفی مانند «انجمن صنفی روزنامه نگاران» باید آیین نامهای شفاف برای تشخیص نقد حرفهای از چاپلوسی تدوین کنند.
· حمایت از رسانههای مستقل: اختصاص بودجههای بی طرفانه برای فعالیت رسانههای نقاد و حرفهای.
· آموزش سواد رسانهای به مخاطب: تا مردم خود بتوانند گزارشهای واقعی را از مطالب چاپلوسانه تشخیص دهند.
· ایجاد جایزهٔ نقد منصفانه: مانند جوایزی که در ادبیات یا سینما برای نقد برتر در نظر گرفته میشود، تا انگیزه برای نقد اصیل افزایش یابد.
اینجانب بنابه رسالت خود ایستادهام و اگر تاکنون در هیچ اداره و ارگانی – علیرغم اینکه در آزمونهای متعدد اداری قبول شده و استخدام نشدهام – خواسته ام به استقلال روزنامه نگاری و خبرنگاریام لطمه وارد نشود و استقلال خود را حفظ نمایم، و الیالآن زمینهٔ جذب و استخدام بنده بارها فراهم شده است. مستندات و مدارک موجود، مؤید صحت عرایض بنده بوده و هست.



