
مهدی زارعی چمه روزنامه نگار دولتها و رسانهها؛ از یارانهٔ نقدی تا مالیاتِ غیرقانونی
روحانی کارستان بود، احمدینژاد آشفته بازاروبی قانونی، رئیسی وفاداربه یاران وهمراهان بیرحم،نسبت به مخالفان و پزشکیان بیتفاوتترین رئیسجمهور به همراهانش ودوستانی که خون دل خوردند
رسانهها بهعنوان رکن چهارم دموکراسی، همواره نیازمند حمایتهای دولتی و صنفی بودهاند. اما در سالهای اخیر، نهتنها حمایتها قطع شده، بلکه با وضع مالیاتهای غیرقانونی بر مطبوعات، عملاً بر دوش این صنف سنگینتر شده است. در این گزارش، عملکرد چهار دولت اخیر را در قبال رسانهها و روزنامهنگاران مرور میکنیم.
۱. دولت حسن روحانی (۱۳۹۲–۱۴۰۰): کارستان در حمایت، اما ناقص
· یارانهٔ رسانه: در دولت روحانی، پرداخت یارانهٔ کاغذ و کمکهای بلاعوض به رسانهها با نظم بیشتری انجام میشد و حداقل یک نظامِ توزیعِ نسبتاً شفاف وجود داشت.
· مالیات مطبوعاتی: اگرچه مالیات بر درآمد روزنامهنگاران همچنان وجود داشت، اما فشار مالیاتی بر رسانههای مستقل بهاندازهٔ دولتهای بعد نبود.
· نقد: با این حال، دولت روحانی نیز در سالهای پایانی، بهویژه پس از اعتراضات ۱۳۹۸، با بستن چندین رسانه و احضار روزنامهنگاران، از شعارِ «آزادیِ مشروط» فاصله گرفت.
۲. دولت محمود احمدینژاد (۱۳۸۴–۱۳۹۲): بازارِ آشوبزده و برخوردهای سلیقهای
· یارانهٔ رسانه: این دولت عملاً نظامِ حمایتی منسجمی نداشت و پرداختها بهشدت سلیقهای و جناحی بود.
· مالیات مطبوعاتی: در این دوره، فشارهای مالیاتی بر رسانههای منتقد افزایش یافت و گاهی با ابزارِ مالیات، رسانهها را به تعطیلی کشاندند.
· نقد: بیثباتیِ اقتصادی و تورمِ افسارگسیخته، هزینهٔ تولید رسانه را چند برابر کرد، اما هیچ حمایتِ اضطراری از مطبوعات نشد.
۳. دولت سیدابراهیم رئیسی (۱۴۰۰–۱۴۰۳): همهیکدست برخورد، حتی به آبدارچی رحم نکرد
· یارانهٔ رسانه: در این دولت، پرداخت یارانهها بهکلی متوقف یا به حداقل رسید و بسیاری از رسانههای مستقل با بحرانِ مالیِ شدید مواجه شدند.
· مالیات مطبوعاتی: وضعِ مالیاتهای جدید و غیرقانونی بر درآمدِ تبلیغاتیِ رسانهها، که هیچ پایهٔ قانونیِ روشنی نداشت، یکی از تلخترین اقدامات این دولت بود.
· نقد: با وجودِ شعارِ «مردمیبودن»، این دولت با بستنِ دهها رسانه و زندانی کردنِ روزنامهنگاران، رکوردِ سرکوب را در تاریخِ جمهوری اسلامی ثبت کرد.
۴. دولت مسعود پزشکیان (از ۱۴۰۳ تاکنون): بیتفاوتترین رئیسجمهور به همراهان؟
· یارانهٔ رسانه: تا امروز، هیچ قطرهچکانی از یارانهٔ وعدهدادهشده به رسانهها پرداخت نشده است. حتی یارانههای مصوبِ سالِ قبل نیز با تأخیرِ چندماهه و گاه بیپاسخ ماندهاند.
· مالیات مطبوعاتی: نهتنها مالیاتِ غیرقانونیِ وضعشده توسط دولتِ قبل لغو نشده، بلکه در برخی موارد، تشدید نیز شده است. این در حالی است که خودِ شما در زمانِ انتخابات وعده دادید که «فشارِ مالیاتی بر رسانهها را به صفر میرسانیم».
· نقد و بیتفاوتی: شما، آقای پزشکیان، با وجودِ وعدههای صریح، عملاً بیتفاوتترین رئیسجمهور نسبت به مطالباتِ صنفیِ روزنامهنگاران بودهاید. همراهانی که برای پیروزیِ شما هزینه کردند، امروز نهتنها حمایتی نمیبینند، بلکه با وضعِ قوانینِ جدیدِ محدودکننده و مالیاتهای سنگین، بیشتر از قبل به حاشیه رانده میشوند
جمعبندی و سؤالِ اساسی:
چه دولتی و چه قانونی اجازه میدهد که مالیاتِ غیرقانونی بر رسانهها وضع شود و یارانههای مصوب، بیپاسخ بماند؟ شما، آقای پزشکیان، بهعنوانِ رئیسجمهور، وظیفه دارید که پاسدارِ قانون باشید و جلویِ این بیقانونیها را بگیرید. اگر وعدهٔ «حمایت از رسانههای مستقل» را دادید، چرا امروز، در عمل، حتی یک قدم بهجلو برنداشتهاید؟
آیا این سزایِ کسانی است که برایِ پیروزیِ شما، فحش خوردند و خونِ دل خوردند؟



