
کرمانشاه؛ مرزهای ثروتمند، سفرههای کمرمق! از خسروی و پرویزخان تا بیکاری و محرومیت؛ چرا سهم مردم از ظرفیتهای استان هنوز ناچیز است؟
به قلم مهدی زارعی چمه ـ روزنامهنگار
کرمانشاه را نمیتوان فقط با آمار بیکاری، محرومیت، مهاجرت جوانان و مشکلات اقتصادی تعریف کرد؛ همانگونه که نمیتوان با چند پروژه عمرانی و چند گزارش اداری، مشکلات عمیق و تاریخی آن را نادیده گرفت.
کرمانشاه استانی است که مرز دارد، تاریخ دارد، نیروی انسانی تحصیلکرده دارد، ظرفیت کشاورزی، گردشگری و صنعتی دارد و دروازه مهم تجارت با عراق است؛ اما هنوز بخش قابل توجهی از مردم آن با بیکاری و دشواری معیشت دستوپنجه نرم میکنند.
اینجاست که یک سؤال اساسی پیش روی مسئولان قرار میگیرد:
اگر مرزهای کرمانشاه ظرفیت اقتصادی دارند، چرا این ظرفیت هنوز به سفره مردم تبدیل نشده است؟
مرز خسروی فقط یک معبر برای عبور زائر نیست؛ میتواند محور گردشگری، خدمات، حملونقل، سرمایهگذاری و اشتغال باشد.
پرویزخان نیز صرفاً یک گمرک و محل عبور کامیون نیست. آمارهای منتشرشده نشان میدهد این مرز در تجارت با عراق جایگاه مهمی دارد و حتی مسئولان بر ضرورت توسعه زیرساختهای آن تأکید کردهاند.
پس مسئله اصلی این نیست که «آیا ظرفیت داریم یا نه؟»
مسئله این است که:
چرا از ظرفیتها به اندازه کافی ارزش افزوده، اشتغال پایدار و رفاه عمومی تولید نمیشود؟
مردم دیگر فقط وعده نمیخواهند
نسل جوان کرمانشاه سالهاست وعده توسعه میشنود.
یک روز از صنعت گفته میشود، روز دیگر از گردشگری، روز دیگر از مرز، روز دیگر از راهآهن و روزی دیگر از سرمایهگذاری.
اما جوانی که مدرک دانشگاهی در دست دارد و شغل ندارد، با وعده آینده نمیتواند زندگی خود را اداره کند.
اشتغال واقعی، درآمد واقعی و آینده واقعی میخواهد.
حتی گزارشهای منتشرشده درباره مناطق مرزی، نمونههایی از فارغالتحصیلانی را نشان دادهاند که در نهایت به کارگری روی آوردهاند. این واقعیت تلخ باید برای همه مسئولان یک هشدار جدی باشد.
رسانه نه روابط عمومی مدیر است، نه دشمن مدیر
اینجاست که رسالت رسانه اهمیت پیدا میکند.
خبرنگار نباید فقط زمانی که یک پروژه افتتاح میشود قلم به دست بگیرد.
همانطور که نباید برای تخریب یک مدیر، هر خبر و ادعایی را بدون سند منتشر کند.
رسانه مستقل، نه تریبون تبلیغاتی مدیر است و نه ابزار تسویهحساب سیاسی.
رسانه باید هم موفقیت را ببیند و هم ناکارآمدی را؛ هم از اقدام مثبت تشکر کند و هم درباره کوتاهیها سؤال بپرسد.
مدیری که کار میکند باید تشویق شود؛
مدیری که ضعف دارد باید نقد شود؛
و مدیری که وعده میدهد باید درباره نتیجه وعده خود پاسخگو باشد.
این نه دشمنی با دولت است و نه مخالفت با نظام؛ این عین مسئولیت اجتماعی رسانه است.
کرمانشاه را با آمار اداره نکنید؛ با واقعیت مردم بسنجید
مسئولان محترم!
گاهی در جلسات مدیریتی، مجموعهای از اعداد و درصدها ارائه میشود که روی کاغذ بسیار امیدوارکننده است.
اما معیار نهایی توسعه، گزارش جلسه نیست.
معیار توسعه، زندگی مردم است.
اگر جوان کرمانشاهی شغل مناسب پیدا نکرده،
اگر خانوادهای توان پرداخت اجاره خانه را ندارد،
اگر سرمایهگذار از بروکراسی و تصمیمات متناقض فرار میکند،
اگر یک روستا هنوز از امکانات مناسب برخوردار نیست،
اگر نیروی متخصص استان برای پیدا کردن کار مجبور به مهاجرت میشود،
پس هنوز راه زیادی تا توسعه واقعی باقی مانده است.
مرز باید برای مردم مرزنشین هم فرصت باشد
یکی از پرسشهای جدی این است که درآمد و گردش مالی مرزها تا چه اندازه به اقتصاد محلی و زندگی مردم مناطق مرزی بازمیگردد؟
وقتی میلیاردها دلار تجارت از مرزهای استان عبور میکند، طبیعی است مردم انتظار داشته باشند بخشی از این ظرفیت به اشتغال، زیرساخت، خدمات عمومی و رفاه آنان تبدیل شود.
در سالهای اخیر نیز درباره ضرورت بهبود زیرساختهای پرویزخان و استفاده بیشتر از ظرفیت تجارت مرزی برای کاهش بیکاری سخن گفته شده است.
بنابراین مطالبه مردم روشن است:
مرز فقط محل عبور کالا نباشد؛ محل عبور مردم از فقر و بیکاری به سوی زندگی بهتر نیز باشد.
نه سیاهنمایی، نه سفیدنمایی
من اعتقاد ندارم همه چیز در کرمانشاه سیاه است.
اتفاقاً معتقدم اگر خدمات و اقدامات مثبتی انجام شده، باید با انصاف از مدیران تشکر کرد.
اما قدردانی نباید چشم رسانه را ببندد.
همانطور که نقد نباید قلم خبرنگار را به دشمنی تبدیل کند.
کرمانشاه بیش از هر چیز به صداقت نیاز دارد؛ صداقت در مدیریت، صداقت در گزارشدهی و صداقت در مطالبهگری.
نه سیاهنمایی مشکل استان را حل میکند و نه سفیدنمایی.
واقعیت را باید همانگونه که هست دید و برای اصلاح آن راهکار ارائه کرد.
مسئولان، رسانه و مردم؛ سه ضلع توسعه
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همکاری سه ضلع هستیم:





