
جامعهای که شادی را فراموش کند، امید را از دست میدهد
مهدی زارعی چمه ـ فعال رسانهای
ربیعالاول، فقط نام یک ماه در تقویم قمری نیست؛ بهار دلها و موسم تجدید امید و مهربانی است. ماهی که میلاد باسعادت حضرت محمد مصطفی(ص)، پیامبر رحمت و اخلاق، و ولادت حضرت امام جعفر صادق(ع) را در خود جای داده و میتواند فرصتی ارزشمند برای بازخوانی یک حقیقت مهم باشد؛ اینکه در فرهنگ دینی، همانگونه که سوگ و عزاداری جایگاه خود را دارد، شادی، نشاط، امید و سرزندگی نیز بخشی از حیات مؤمنانه و اجتماعی مردم است.
اگر در ایام محرم و صفر با عشق و ارادت به سوگ مینشینیم و یاد بزرگان دین را گرامی میداریم، شایسته است در روزهای میلاد و اعیاد نیز شهرهایمان را از عطر شادی و مهربانی سرشار کنیم. چراغانی معابر، برگزاری جشنهای خانوادگی و فرهنگی، مولودیخوانی، توزیع شیرینی و شربت و ایجاد فضای مناسب برای حضور خانوادهها، تنها یک برنامه مناسبتی نیست؛ سرمایهگذاری بر روح و روان جامعه است.
امروز مردم بیش از هر زمان دیگری به امید نیاز دارند.
جامعهای که با فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی، نگرانیهای اجتماعی و انبوه اخبار تلخ و اضطرابآور روبهروست، نمیتواند فقط با توصیه و شعار به آرامش برسد. مردم علاوه بر نان، امنیت و رفاه، به امید، آرامش و لبخند نیز احتیاج دارند. شادی سالم، نه انکار مشکلات است و نه فرار از واقعیت؛ بلکه نیرویی برای تحمل دشواریها و یافتن راه عبور از آنهاست.
از همین منظر، نقش رسانهها و دستگاههای فرهنگی بسیار تعیینکننده است. رسانهای که تمام روز مخاطب را در محاصره خبرهای تلخ قرار دهد، اما برای امیدآفرینی، نشاط اجتماعی و تقویت روحیه مردم برنامهای نداشته باشد، بخشی از رسالت اجتماعی خود را نادیده گرفته است.
صداوسیما، رسانههای مکتوب، پایگاههای خبری و نهادهای فرهنگی میتوانند در مناسبتهای شادیآفرین، به جای تکرار قالبهای کلیشهای، به تولید محتوای فاخر، امیدبخش، خانوادگی و نشاطآفرین روی بیاورند. جامعه به برنامههایی نیاز دارد که هم شأن فرهنگی و دینی خود را حفظ کند و هم لبخند را به خانههای مردم بازگرداند.
البته شادی اجتماعی با بیقیدی و بیهنجاری تفاوتی اساسی دارد. سخن از شادیِ سالم، اخلاقی، خانوادگی و متناسب با فرهنگ جامعه است؛ نه رهاکردن جامعه به حال خود. اتفاقاً هرچه امکان شادی سالم و قانونی بیشتر فراهم شود، فرصت بروز برخی رفتارهای آسیبزا نیز کاهش خواهد یافت.
جوان امروز انرژی، هیجان، نشاط و نیاز به دیدهشدن دارد. اگر خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، مدیریت شهری و نهادهای فرهنگی برای این نیاز طبیعی و مشروع، مسیر درست و جذابی طراحی نکنند، نمیتوان انتظار داشت همه نیازهای روحی و اجتماعی نسل جوان خودبهخود و بدون هزینه پاسخ داده شود.
از سوی دیگر، حتی در شرایط دشوار و در روزهایی که کشور با تهدید و بحران مواجه است، حفظ روحیه عمومی جامعه یک ضرورت است. شادی به معنای فراموشکردن شهدا، خانوادههای داغدار یا نادیدهگرفتن رنج مردم نیست؛ شادی یعنی اجازه ندهیم دشمن، علاوه بر امنیت و اقتصاد، روح و امید جامعه را نیز هدف قرار دهد.
جامعه افسرده، جامعهای خسته و کمتوان است؛ اما جامعه امیدوار و بانشاط، ظرفیت بیشتری برای مقاومت، کار، تولید، مشارکت اجتماعی و حل مشکلات دارد.
مشکلات اقتصادی را نیز نمیتوان با لبخند پنهان کرد. وقتی خانوادهای برای تأمین نیازهای ضروری زندگی با دشواری مواجه است، وظیفه مسئولان تنها دعوت مردم به صبر نیست؛ بلکه باید برای کاهش فشارهای اقتصادی، افزایش قدرت خرید و بازگرداندن اعتماد و امید عمومی اقدام عملی صورت گیرد.
با این حال، حتی در سختترین شرایط نیز میتوان برای مردم لحظاتی ساخت که فارغ از دغدغههای روزمره، در کنار خانواده و دوستان، شادی را تجربه کنند. بسیاری از برنامههای نشاطآفرین الزاماً هزینههای سنگین ندارند؛ گاهی یک جشن محلی، یک برنامه فرهنگی، یک اجرای هنری فاخر، یک فضای شهری مناسب و یک تصمیم درست مدیریتی میتواند هزاران لبخند ایجاد کند.
بنابراین، شادی را نباید کالایی لوکس یا امری حاشیهای تلقی کرد. نشاط اجتماعی بخشی از سلامت جامعه است و مسئولان فرهنگی و مدیران شهری باید همانگونه که برای توسعه عمرانی برنامهریزی میکنند، برای توسعه روحی و اجتماعی مردم نیز برنامه داشته باشند.
ربیعالاول میتواند نقطه آغاز چنین نگاهی باشد؛ نگاهی که در آن شادی و معنویت در برابر یکدیگر قرار نگیرند، بلکه در کنار هم معنا پیدا کنند.
اگر قرار است از سیره پیامبر رحمت(ص) سخن بگوییم، باید جامعهای بسازیم که در آن اخلاق، مهربانی، امید، خانواده، همدلی و نشاط مجال ظهور داشته باشد.
مردم سزاوار زندگیای هستند که در کنار مطالبه عدالت، رفاه، امنیت و معیشت، سهمی هم از آرامش و شادی داشته باشند.
بیاییم شادی را مدیریت کنیم، نه اینکه آن را انکار کنیم؛ امید را تقویت کنیم، نه اینکه اجازه دهیم ناامیدی بر جامعه غلبه کند؛ و به جای آنکه مردم را در برابر انبوه مشکلات تنها بگذاریم، برایشان پنجرهای به سوی آینده باز کنیم.
چرا که جامعهای که لبخند را از مردم بگیرد، دیر یا زود امید را نیز از آنان خواهد گرفت؛ و جامعهای که امید داشته باشد، حتی از میان سختترین روزها نیز راهی برای ساختن فردا پیدا خواهد کرد.





